تبلیغات |
با ما به روز باشید... |
||
|
محل درج آگهی و تبلیغات نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط mehdi 2rafky
جنازه ی مردی را که گوشه کتش آتش گرفته و مرده بود بردند پزشکی قانونی ، دکتر که دید تمام بدن جنازه کبود است گفت این که در اثر آتش سوزی نمرده است بلکه بر اثر ضربه مرده است . یکی از دوستاش (!)گفت : آخه آتش را با بیل خاموش کردیم!!.... این دوست دوران دانشجویی ما (آقای خسرو زارع فرید ) هم عین همان دوست فرد مذکور عمل کرده و آتشی را که میشد با در آوردن کت خاموش کرد با کشتن دوستش خاموش کرده است.
خسرو زارع فرید
خلاصه ترین جریان واقعه اینست که : خسرو خان (مدیر بخش نرم افزار شرکت) با ناصر خان حجازیان (مدیرعامل شرکت فناوران انیاک که با اکثر بانکهای بزرگ کشور قرار داد مدیریت پرداختهای الکترونیکی امضا کرده است) در مورد پرداخت حق الزحمه به اختلاف میرسند و خسرو خان احساس میکند که قدر تخصص ایشان در راه اندازی نرم افزار پایانه های POS دانسته نشده و دستمزد مناسبی برایش پرداخت نمیشود . اینست که با ناصر خان حجازیان کدورت حاصل مینماید . به ایشان میگوید من یک ضعف امنیتی در سیستم شما سراغ دارم که شما میتوانستید و میتوانید با خرج کردن هرینه هایی آن را برطرف کنید اما نکردید و نمیکنید و اگر رضایت مرا نسبت به حق الزحمه ام جلب نکنید من این ضعف شما را به بانکها اعلام میکنم. و آبروی شما را میبرم . ولی ناصر خان مدیر عامل زیر بار نمیرود . و در همان تماس تلفنی که این صحبتها رد و بدل میشد به او میگوید : آیا من اینقدر به تو بدی کرده ام که میخواهی مرا نابود کنی؟ ادامه مطلب طبقه بندی: social network، نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط mehdi 2rafky
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط mehdi 2rafky
|
|
|
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||